جدولهاي طبي ابن بكلارش حاوي يك واژهنامهٴ دارويي است كه در آن اصطلاحات عربي به سرياني، فارسي، يوناني، لاتيني و اسپانيايي ترجمه شده است. چنين واژهنامههايي بارها به كتابهاي پزشكي ضميمه شده است، مخصوصاً به
گياهنامهها و قرابادينها.
برخي از بهترين دستور زبانهاي عبري تا ديرزماني، فقط به عربي نوشته ميشد، و هيچ چيز بهتر از اين، وابستگي فرهنگ يهودي اوايل قرون وسطا، را به فرهنگ عربي نشان نميدهد. مثلاً حَيُّوج، پدر دستور زبان عبري (نيمهٴ دوم سدهٴ دهم)، فقط بهعربي نوشته است. ابراهيم بن عزرا سه كتاب او را دربارهٴ دستور زبان به عبري ترجمه كرد. لازم به تذكر نيست كه تفسيرهاي ابنعزرا بر تورات هم اقدام مهمي در زمينهٴ زبانشناسي عبري بود. همين مطلب را در مورد هر تفسير مهم كتاب مقدس ميتوان گفت ــ مثل آثار رشي و نوههايش سموئيل و يعقوب بن ماهر [ماخر، مئير، مَخير] ــ چون تفسير دقيق يك متن مستلزم تحليل دستوري و بررسي دقيق هر كلمه است.
يعقوب بنماهر از بزرگترين نحويان زبان عبري شد.
محققان لاتيني به مطالعهٴ عبري پرداختند؛ و گواه آن مساعي استيفنهاردينگ و پيير معزز است.
4. بيزانس. آلكسياس تأليف نيكهفوروس بروينيوس و بيوهاش آناي كومنني كه در 1148، به اتمام رسيد، نخستين اثر بزرگي بود كه نهضت ادبي بيزانس را نمايان ميساخت. اين كتاب مبين گرايش موسوم به انشاي كهن1 و پيروي از زبان نويسندگان آتني است.
محققان فرهنگ قديم اسلاوني بايد رسالهٴ زوناراس را در نظر داشته باشند، چون خيلي زود به زبانهاي اسلاوني ترجمه شد، و به صورت يكي از مجاري اصلي انتقال اطلاعات تاريخي به اسلاوها درآمد.
5. لاتيني و زبانهاي محلي. جاي شگفتي نيست كه رونق قانون رومي با تجديد مطالعهٴ زبان لاتيني و آثار كلاسيك همراه گردد. هر جا كه كارشناسان حقوق رومي ميرفتند، ادبيات لاتيني درست پشت سرشان بود.
قبلاً خاطرنشان كردم كه اغلب واژهنامهاي به كتابهاي طبي ضميمه ميشد، اين نهتنها در مورد كتابهاي عربي، بلكه دربارهٴ آثار لاتيني و ساير آثار هم صادق بود. مثلاً، رسالهٴ ماتايوس پلاتياريوس شامل واژهنامهٴ ادويهٴ مفردهاي است كه در آن واژههاي لاتيني با معادل يوناني، ايتاليايي و فرانسوي آنها داده شده است. در عصري كه واژهنامههاي عمومي ناياب يا نامعتبر بود، هر يك از اين واژهنامههاي اختصاصي ابتدايي همچون پلي محسوب ميشد كه معرفت از فراز آن ميتوانست از يك حوزهٴ زباني به حوزهٴ زباني ديگر بگذرد.
تعدادي از زبانهاي محلي جوان خود را در معرض توجه ما قرار ميدهند. هنگامي، كه زبان